سودا محجوب

در یک روز بهاری که پرندگان آهنگهای شاد زندگی را همخوانی می کردند، من سودا محجوب چشمانم را به این جهان پر از رمز و راز گشودم و آن روز بیست و نهم فروردین سال پنجاه و هفت بود. در خانواده متوسط در حال تجربه های زندگی بودم و هر سال را با کوله باری از تجربه به استقبال سال جدید می رفتم. از دوران کودکی عاشق کتابخوانی بودم از خاطرات آن دوران روزها و شبهایی که کتاب کرایه می‌کردم و برای اینکه کتاب بیشتری بخوانم به هزینه کمتری بدهم کل مسیر مدرسه را می دویدم و بلافاصله بعد از انجام تکالیف ، مطالعه کتاب ها را شروع می کردم . دوم دبیرستان کتابی گرفتم با عنوان جادوی فکر بزرگ. مطالعه این کتاب مرا با دنیای دیگری آشنا کرد و آن مسئولیت پذیری آدمها در زندگی خودشان بود. این کتاب بود که فکر جدیدی را برای من شکل داد و آن این بود: من تغییر خواهم کرد و زندگی ام را تغییر خواهم داد.

جادوی فکر بزرگ

از همان روز تلاش هایم را شروع کردم و هرگز دست از تلاش برنداشتم .اولین قانونی که در زندگی ام برگزیدم، قانون زگهواره تا گور دانش بجوی! زیرا نظرم این بود که دانش و به کارگیری آن در زندگی با زندگی و کسب و کار باعث موفقیت می شود. به همین دلیل بعد از دیپلم در دوره های مدیریت سازمان مدیریت صنعتی شرکت کردم. تحصیلاتم را در موسسه بهار با موضوع مدیریت استراتژیک ادامه دادم در این سالها در مجموعه های شان خانه کشاورز نیرومحرکه و غیره به عنوان مدیر فروش فعالیت می کردم . در سال ۸۱ تصمیم گرفتم به عنوان یک زن، کسب و کار خودم را راه اندازی کنم و واحد بازرگانی را راه اندازی کردم و سال‌ها در آن حرفه مشغول به کار بودم اما در تمام این سال‌ها یک ندای درونی داشتم که رسالت من چیست؟

ابزار ارتباطی nvc

در سال ۹۰ با ابزار ارتباطی ان وس سی آشنا شدم و این دریچه ای بود رو به جهان. درون من این آگاهی که تو می توانی به خودت و دیگران کمک کنی که احساس خوشایندی از زندگی داشته باشند در ادامه مسیر فراگرفتن دانشکده این پازل را تکمیل کرد. سودا مججوب به عنوان عضو رسمی انجمن بین المللی فدراسیون کوچینگ در کنار شماست تا شما در مسیر رسیدن به بالاترین سطح توانمندی های تان با تمرکز حرکت کنید..

ورود / ثبت نام