دوره کوتاه مدت ان وی سی
دوره کوتاه مدت حضوری – مرداد ۹۸
۲۱-۱۱-۹۸
تمرین ابراز خشم
تمرین های شناسایی و ابراز خشم
۲۸-۱۱-۹۸

چه چیزی شما را خشمگین می کند؟

خشم و خشونت

ده قدم در تبدیل خشم به شیوه ارتباط بدون خشونت، طوری که نتیجه به نفع همه باشد. 

وقتی خشنگین هستیم، سه چیز در حال وقوع است:

۱- آشفته شده ایم چون نیازهایمان برآورده نمی شود.

۲- چیزی یا شخص دیگری را از بابت نرسیدن به آنچه می خواهیم مقصر می دانیم.

۳- چیزی نمانده طوری صحبت یا رفتار کنیم که تقریباً تضمین می کند به آتچه نیاز داریم نخواهیم رسید، یا بعداً پشیمان خواهیم شد.

 

وقتی خشمگین هستیم، تمرکز ما تقریباً به تمامی چیزهایی است که نمی خواهیم.

ذهن مان سخت مشغول تصوراتی است در باب خطاکار بودن طرف های درگیر قضیه.

دیگر آنچه را واقعا می خواهیم و نیاز داریم نمی بینیم.

با این اقدام ها یاد می گیرید چگونه این الگو را تغییر دهید و با کارکرد در خدمت زندگی خشم مرتبط شوید.

می فهمید که خشم از کجا می آید و یاد می گیرید آن را به صورتی ابراز کنید که هم نیازهای خودتان برآورده شود هم نیازهای دیگران.

در مواقعی که اختلاف به خشم منجر می شود از این اقدام ها برای متمرکز کردن مجدد توجه تان استفاده کنید و برای این که بدانید چطور میشود به این نتیجه  رسید که برای همه افراد درگیر در ماجرا راضی کننده باشد.

 

قدم اول:

خشم را چراغ قرمز در داشبورد در نظر بگیرید.

خشم را می توان در حکم هشدار بی نظیری در نظر گرفت که به ما کمک می کند بفهمیم چه چیزی نیاز داریم و به چه چیزی ارزش می نهیم.

هیجانات و محسوسات جسمی شما، در حکم چراغ های خطر و عقربه هایی هستند که باعث می شود بفهمید کدام یک از نیازهای شما دارد برآورده می شود و کدام یک برآورده نشده مانده است.

 

قدم دوم:

واقعه را به وضوح ببینید.

شده تا به حال از کسی بپرسید از چه چیزی عصبانی است؟

جواب به احتمال زیاد این بوده است که کسی حرف اشتباهی زده یا کار اشتباهی کرده است.

چنین حرفهایی اطلاع چندانی از آنچه واقعاً اتفاق افتاده به دست نمی دهد. در این قدم شما قرار است مثل یک کارآگاه رفتار کنید. چیزی که می خواهید فقط شواهد است.

 

قدم سوم:

قبول مسئولیت.

خشم در عین حال نشانه ای است دال بر اینکه نوعی طرز فکر قضاوت گرایانه یا مجازات خواهانه توجه شما را منحرف کرده و بعضی از نیازهای ارزشمند شما مورد بی توجهی قرار گرفته است.

خشم تان را به چشم وسیله ای ببینید برای یادآوری تأمل کردن، نگریستن به خود و رجوع به دل تان، و فهمیدن این که کدام نیازها مستلزم رسیدگی است.

 

قدم چهارم:

ذهنیات سرزنش گرانه: در مورد احساساتتان به وضوح برسید.

در فرهنگ ما، اغلب یاد گرفته ایم آنچه را می خواهیم نادیده بگیریم و نیازهایمان را به حساب نیاوریم.

به صرفِ “خواستن” ما را خودخواه می نامند و وقتی آنچه را از ته دل نیاز داریم به زبان می آوریم، “نیازمند” خطابمان می کنند.

اما واقعیت این است که همه نیازهایی دارند، در همه اوقات! هر انسانی نیاز به احترام دارد. یا مثلاً همه به خوراک، هماهنگی، بیان خود و عشق  نیاز دارند.

فقط مرده ها نیازی ندارند!!!

وقتی عصبانی هستید به احتمال زیاد ” فکرهای سرزنش گرانه” در ذهن شما جریان دارد.

در پس این فکرها، هیجان هایی هست که بر اثر نیازهای محقق نشده به وجود آمده اند.

اگر بتوانید ” گزاره سرزنش گرانه تان” را به سطح خودآگاه بیاورید، می توانید بروید سراغ کشف احساسات تان بروید

با استفاده از این احساسات معلوم کنید کدام نیازتان محقق نشده است.

 

قدم پنجم: 

شناسایی نیازها

حُسن اینکه بتوانید احساسات تان را در مقام علائم هشدار، به درستی تفسیر کنید، این است که:

وقتی می فهمید چه نیازی دارید، برمی گردید به موضع قدرت تا برای تحقق آن نیاز اقدام کنید.

پس از تبیین نیازهایتان، مدتی وقت بگذارید برای اینکه ببینید هر نیاز واقعا چقدر برایتان مهم است؟

چقدر از ته دل آن را می خواهید، و وقتی آن نیاز برآورده شود زندگی شما چقدر راضی کننده تر خواهد شد؟

 

قدم ششم:

یافتن ” کردن ها” پشت “نکردن ها”

آدم ها موقع عصبانیت، اغلب تمرکزشان روی رفتاری است که می خواهند دیگری دست از آن بردارد.

چنین چیزی مثل این است که از ماشین تان بخواهید دیگر جوش نیاورد.

البته می توانید از ماشین تان بخواهید جوش نیاورد، ولی همچنان گرفتار ماشینی خواهید بود که جوش می آورد!

مگر اینکه تشخیص بدهید کجایش تعمیر نیاز دارد و اقدامات لازم برای تعمیر آن را انجام دهید.

 

قدم هفتم:

فکر کردن به تقاضای واضح برای اقدام

پیشتر دیدید که آدم های خشمگین خیال می کنند دیگری آنها را خشمگین کرده است.

حالا شما این قدرت را در اختیار دارید که این کج فهمی را اصلاح کنید و بر قدرت خود و دیگران تمرکز کنید.

این قدرت که از سر اختیار با استفاده از تقاضای ” در زمان حال ” زندگی را خوشایندتر کنید.

” من می خواهم تو قابل اعتماد باشی ” تقاضایی واضح و عملی نیست.

هدف این اقدام، این است که طرف مقابل را، در حال گفتن چیزی مجسم کنید که با تمایل شما هماهنگ است و محتمل است نیازتان را محقق کند.

از خود بپرسید ” همین الان، دیگری چه چیزی می تواند بگوید که حاکی از احترام گذاشتن به نیاز من باشد؟ ”

 

قدم هشتم:

بیان احساسات و نیازهای دیگری

هر موقعیتی حداقل دو طرف دارد.

اگر واقعاً می خواهید به برآورده شدن نیازهایتان امیدوار باشید، مهم است که از تحقق نیازهای طرف مقابل نیز اطمینان حاصل کنید.

این قدم برای این است که نشان دهید می فهمید ممکن نیست نیازهایتان را به قیمت زیرپا گذاشتن نیازهای دیگری محقق کنید.

صحبت از روشن کردن چراغ آگاهی است بر احساسات ، نیازها و تقاضای شما و همچنین تاباندن نور آن بر هر کس که با او ارتباط دارید.

 

قدم نهم: 

تصمیم بگیرید در مورد نیاز چه کسی اول صحبت کنید.

جامع نگر باشید. از تصور اینکه نیاز همه، درک می شود و محترم شمرده خواهد شد، از اینکه هیچ کس به قیمت باخت دیگری برنده نخواهد شد، لذت ببرید.

این روند آنقدر ادامه خواهد یافت تا هر دو طرف شنیده و درک و راضی شوند.

اگر فقط یک طرف شنیده و درک شده باشد کار شما تمام نیست .

در عین حال از آنجا که در آن واحد فقط حرف یک نفر را می توان شنید، چند سوال از خود بپرسید تا تعیین کنید چه کسی اول صحبت کند و چه کسی اول گوش بدهد.

 

قدم دهم: 

حالا شروع به صحبت کنید.

پیش از آغاز صحبت ، این سوال ها را از خود بپرسید:

آیا برایتان واضح است که به چه چیزی عکس العمل نشان می دهید؟

با احساسات و نیازهایتان مرتبط شده اید؟

تصوری از احساسات ، نیازها و ارزش های طرف مقابل تان دارید؟

می دانید دوست دارید بعدش چه اتفاقی بیفتد؟

بسیار خب، تازه حالا وقت صحبت کردن است.

سودا محمدزاده
سودا محمدزاده
بیزینس کوچ، مدرس ابزار ارتباطی NVC

دیدگاهتان را بنویسید

ورود / ثبت نام